۱۳۸۷ خرداد ۲۹, چهارشنبه

عبدالله شهبازی در کوزه افتاد

اخیرا در خبرها آمده است که عبدالله شهبازی به زندان جمهوری اسلامی گرفتار آمد.
زندگی انسانهایی چون عبدالله شهبازی غم نامه ایست عبرت انگیز که نشان می دهد چگونه انسانهای شریفی چون او که سالها در راه آزادی و شرافت انسانی مبارزه کرده اند ممکن است تمام هویت خود را در زندان و در زیر فشار از دست بدهند،‌ تن به شرم توبه بسپارند و نهایتا آلت دست دشمنان خود شوند.
عبدالله شهبازی که اکبر گنجی از ایشان به عنوان «تواب اطلاعاتی» نام می برد، بعد از توبه و بازگشت به اسلام ناگهان متوجه می شود که بهاییان بزرگترین خطر برای توبه دهندگانش هستند و رسالتی بزرگ برای افشای هست و نیست بهاییان بر دوشش می افتد. سالهای مدیدی را بعد از توبه به افشای بهاییان می پردازد تا شاید ایشان را هم بر سر عقل آورد و به توبه رهنمونشان شود و ثواب صد توبه نصیبش گردد. در این سبیل از هیچ کاری، از وارونه نمایاندن واقعیات گرفته تا جعل وقایع و مفتریات بر علیه بهاییان، ابایی نداشته است. اگر چه توفیق به توبه رساندن بهاییان نصیبش نشد اما حد اقل تلاش کرد تا در میان مسلمانان تخم نفرت و انزجار از این اقلیت را بپراکند تا شاید زمینه های فکری برای سرکوب جامعه بهایی فراهم گردد.
چنانکه بهروز به آیین در سایت اوهام زدایی گفته است، آقای شهبازی شرح مبسوطی می دهد که چگونه احسان طبری به تدریج منقلب گردید و مسلمان شد. شرح دعا خواندنهای او و خواندن دعای ابو حمزه ثمالی را می نگارد، اما فراموش می‌کند که توضیح دهد که خود او چگونه از یک مارکسیست دو آتشه به یک مسلمان سرسخت، با رسالتی عظیم برای نوشتن بر علیه هر آنکه همدست توبه دهندگانش نیست می شود.
آقای شهبازی بخاطر دردسر درست کردن برای بهاییان از هیچ دروغ و نیرنگی فرو گذاری نکرد. بعضا اطلاعاتی هم بدست می دهد که چنان خالی از محتوی و معنی است که لبخند بر لب هر خواننده صاحب طبع می آورد.

۱۲ نظر:

  1. همین آقای شهبازی شرکت زاگرس سبز را تاسیس کرده و با سند مجهول اقدام به فروش چندین هکتار از ارازی ملی را به صورت باغ شهری کرده.با همین آقا زاده ها.یکی از زمینخوارها واز مفاسد که به محیطزیست خیانت کرده همین آقا هستند که دم از عدالت میزنه.

    پاسخحذف
  2. من نمیفهمم چرا اکنون که اقای شهبازی به زندان افتاده اند و دستش از پاسخ گویی کوتاه شده عده ای یکمرتبه بلبل شده و علیه ایشان مقاله و سند منتشر میکنند.در اخر اقای شهبازی به احتمال زیاد زنده از این حبس بیرون نخواهد امد و سرنوشت سعید سیرجانی را بیاد داشته باشید

    پاسخحذف
  3. shahbazi ra ba saeid sirjani moghayeseh mikonid, zehi bisharmi.

    پاسخحذف
  4. عبدالله شهبازی الان ازکون دارزده شده ودربندنسوان جهت گاییدنش آویزان قرارش دادیم.شمامادرقهوه هاهم همینگونه میشوید.اندکی دیروزودداردامابه وال..قسم سوخت وسوزندارد.مادرتک تک شماعزیزان راجهت خشک نمودن به پشت کهریزک یاهمان کاهریزک میبریم.میدیم بگایندشمارا.علی الخصوص بعدازشهادت شهیدشهریاری ماتک تکمان اسلحه باسرنیزه گرفتیم.اول سرنیزه هاتوکونتان بعدفشنگ اسلحه توکله پوکتان.کل کل کشتن گذاشتیم.ببینیدحالا

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. کس ننت مادر قحبه بچه کونی

      حذف
  5. دوست عزیز،
    اگر آقای شهبازی، خدای نکرده، در زندان بمیرد، تشبیه او خاتمه حیات او به سعید امامی موجه تر است تا انسان آزاده‌ای چون سعیدی سیرجانی

     

    پاسخحذف
  6. از اینکه نویسنده وبلاگ حداقل این جرات و صداقت را داشت که بنویسد: « چگونه انسانهای شریفی چون او که سالها در راه آزادی و شرافت انسانی مبارزه کرده اند ممکن است تمام هویت خود را در زندان و در زیر فشار از دست بدهند..» واقعاً خوشحال شدم. شما به زندانهای دهه شصت جمهوری اسلامی رفته اید و شکنجه شده اید که تواب شدن را اینگونه راحت فرض میکنید. میدانید که تقی کی منش و تعدادی دیگر از اعضای رده بالای حزب در بازجویی زیر شکنجه کشته شدند؟ میدانید همکاری نکردن با دژخیمانی مانند اطلاعاتی های رژیم که حتی همسر و فرزندان شخص را زندانی میکنند و آنها را جلوی چشم شما به مرگ تهدید میکنند، چه عواقبی دارد؟ شما باور میکنید که شهبازی یک مسلمان ضد بهایی واقعی باشد و نوشته های او سالها زیر نظر وزارت اطلاعات و به سفارش آنها انجام شده، حاصل اعتقاد قلبی خود وی باشد؟ نمیدانید و فقط به نوشته های چند اقلیتی و مجاهد تکیه میکنید که خود از کشور گریخته اند و هیچگاه به زندان نرفته اند و حتی برای تواب شدن همرزمان بیچاره شان هم که زیر فشارها و شکنجه های طاقت فرسا قرار داشتند، هیچ تفسیری ندارند و نمیتوانند هیچ بگویند.

    پاسخحذف
  7. ناشناس،
    شاید حرف شما درست باشد. کسی از قلوب افراد آگاه نیست، بنده هم بر اساس ظاهر نقد کردم. بهرحال به نظر می‌رسد که نوکری ارباب جور به مزاج ایشان خوش آمده باشد.

    پاسخحذف
  8. Bhas hayeh bihoodeh nakonid. Kasif tarin mojood dar tarikh bashariiat AKHOOND HAST. Akhoon na din dareh na namoos. Har rooz yek din jadid bar asas niaz shekam va zire shekamesh dorost mikoneh. Bichaareh Mohammad va Masih va Mosa ...keh Akhoondaro khoob nashnakhtand. Bash hayeh bihoodeh ra kenar bogzarid va hameh ba ham RISH va RISHEH har chi akhoonde bi-din va bi-namoos ro bekhoshkanim. Mamnoon

    پاسخحذف
  9. shahbazi baraye inke goft Ahmadi va Asgaroladi va MesbahYazdi yahoodi hastan zendan oftad, in kesi hast ke maloom kard yahoodian makhfi daran hokoomato migiran.
    ba tashakor az Canada

    پاسخحذف
  10. جناب آقا مصطفی(http://andishenovin.blogfars.net)،
    اندیشه کجا و این پاسخ شما کجا. این که پاسخ یک شکنجه گر بی مغز است.

    پاسخحذف
  11. جناب آقای سودایی که در جواب من نوشتید: «بهرحال به نظر می‌رسد که نوکری ارباب جور به مزاج ایشان خوش آمده باشد.»، اشتباه نکنید، شما عبدالله شهبازی را نمیشناسید. اسنادی که در یکی از پست های همین وبلاگ هست، نشان میدهد که تاریخ نگاری وی به سفارش وزارت اطلاعات و با تایید شریعتمداری و خامنه ای است، آنها تایید میکنند که وی چگونه تاریخ رسمی جمهوری اسلامی را بنویسد، پس از بازداشتش در سال 1361، و با آن سابقه ضد انقلابی بودن که جمهوری اسلامی به واسطه آن میتوانست اعدامش کند، او هیچ راه دیگری نداشته است. جمهوری اسلامی همیشه با بهاییان و یهودیان و مقامات رژیم گذشته به شدت دشمن بوده است و از او خواسته تا با استعداد خودش در تاریخ نویسی، آنها را به هم ربط دهد و بکوبد، حالا وی همان شیوه را برای مقامات جمهوری اسلامی به کار برده است. میخواهید بدانید چه چیزی بدون سفارش حکومت توسط او نوشته شده و خط فکری اصلی وی محسوب میشود، مقالات یکسال اخیرش را بخوانید که دست آخر به خاطر آنها به زندان افتاد. اینقدر همه چیز را ساده انگارانه نبینید. من شهبازی را پیش از دستگیر شدنش میشناختم و خط فکری وی را میدانستم که چیست. اما پس از زندانی شدنش مسیر زندگی وی به اجبار تغییر کرد و من دیگر هیچگاه ندیدمش

    پاسخحذف