اگر به خانه من آمدی، برای من ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
۱۳۸۸ اسفند ۲, یکشنبه
On stopping times
۱۳۸۸ بهمن ۲۴, شنبه
دو شعر از ناصر فرهنگ فر
تا که سر کنم غزل عاشقانه ای
گر شکوه از غمش نکنم سوزدم جگر
زین نخله سخت می کشدآتش زبانه ای
کشتی شکست و پهنه ی دریاست بیکران
موجی مگر که باز برد تا کرانه ای
گفتیم زیر بارش باران خون چشم
ای دست روزگار برآری زمانه ای
عمری دودیده ام در این ظلمت آه آه
از خضر پی خجسته ندیدم نشانه ای
سیمرغ عزت از این مرز و بوم رفت
ماندست ازاوبه گنبد گیتی فسانه ای
براین درخت پیر که ضربست نام او
برگی، بری، شکوفه سرخی جوانهای
شعر دوم هم از بروشور سی دی «شاعر تمبک، استاد ناصر فرهنگفر*» که مجموعهایست از کارهای او نقل میکنم. این شعر نشان از طبع طنز و زبان سلیس وی در شاعری دارد.
هرچنـــــد که بنیان هنــــــــر زلزله خیزه
در ضرب مـــرا هست مقامی بتونیــــــزه
سرپنجه شیـر است مـــــرا در زدن ضرب
هشـــــــــدار که با من نکنی هیچ ستیـــزه
این پوست که امروز کشم بر سرآن دست
در ملک ختـــــــــا بود غـــــــــــزالی قلمیزه
گفتند که در ضرب تویی منحـــصر امروز
گفتم بله این بســته به ذات است و غریزه
میرفت به نام دگـران ثبت شود ضــــــرب
صد شکر که دیگر شده فرهنگفــــــــریزه
-------------------------------
* آیا میتوان یک ساعت به تکنوازی تمبک گوش داد؟ اگر این آلبوم را شنیده باشید، حتما جوابتان مثبت خواهد بود.
آرش فرهنگفر در مصاحبهای در باره پدرش از طبع شعر او نیز کمی میگوید؛ مصاحبه را اینجا بخوانید.
۱۳۸۸ بهمن ۲۲, پنجشنبه
هنگام که گریه میدهد ساز

هنگام که گریه می دهد ساز
این دود سرشت ابر بر پشت
هنگام که نیل چشم دریا
از خشم به روی میزند مشت
زان دیر سفر که رفت از من
غمزه زن و عشوه ساز داده
دارم به بهانه های مانوس
تصویری از او بر گشاده
لیکن چه گریستن چه طوفان؟
خاموش شبی است هر چه تنهاست
مردی در راه میزند نی
و آواش فسرده بر می آید
تنهای دگر منم که چشمم
طوفان سرشک میگشاید
هنگام که گریه می دهد ساز
این دود سرشت ابر بر پشت
هنگام که نیل چشم دریا
از خشم به روی میزند مشت
نیما
۱۳۸۸ دی ۲۹, سهشنبه
باور ما عمیق تر از تبلیغات شماست
خلاصه مقالهای تحت عنوان "اگر راستگویید تمنای مرگ کنید" در سایت نگاه:
تلاش جدید جریانهایی درون حکومت اسلامی ایران برای تغییر باور مردم ایران پروژهء سریالی اعترافات تلویزیونی است. به گمان اینکه این حرکت نخ نما شده بتواند بر لایه های عمیق و درونی قاطبه جامعه داخل شده و باور مردم را عوض کند. غافل از این که این اقدامات نه تنها باوری را تغییر نمی دهد بلکه بر باورهای قدیم صحه می گذارد و آن را تحکیم می کند. دیگر فرقی نمی کند که این اعترافات از دهان سران اصلاح طلب در آید یا افرادی منسوب به مجاهدین خلق یا بهائیان.
باید پذیرفت عصر جدیدی از باورمندی مردم ایران فرا رسیده. باور به توانائی و شرافت ملت و باور به جایگاه رفیعی اراده الهی برای این سرزمین مقدر کرده و از همه مهمتر این که این خود ملت ایرانند که با فضائل و قابلیت های اخلاقی و معنویشان و با اتحادی حقیقی و گسترده می توانند خود سرنوشتشان را رقم زنند.
این روز ها خیلی به یاد آلبر کامو و کتاب خواندنی اش "نامه به یک دوست ناشناس آلمانی" هستم. در این کتاب که در اوج جنگ جهانی دوم و زمان اشغال فرانسه بوسیله ارتش آلمان نازی نوشته شده کامو خطاب به یک افسر آلمانی ناشناس که از سر دور اندیشی شگرف یک هنرمند او را "دوست" نامیده، آیندهء جنگ و اشتباهات تعصبات نازیسم را گوشزد می کند. در جمله ای درخشان و تاریخی کامو به دوست ناشناس آلمانی اش می گوید که :"مطمئن باش که تعداد ما بیشتر از همه گلوله های شماست". اما امروز می خواهم با ادای دینی عمیق به کامو اما خطاب به یک دوست ناشناس بسیجی، سپاهی، اطلاعاتی، کیهانی و ... بگویم " باور ما عمیق تر از تبلیغات شماست" ما را از اعترافات ساختگی نترسانید.
۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه
لینکهای چند مقاله از تورج امینی
- پرونده سازی علیه بهاییان در دوران پهلوی(اینجا)
- تعامل نظام دادگستری در ایران با جامعه بهایی(اینجا)
- سالهای مشروطه یا قالهای مزروته (اینجا)
- آقای عبدالله شهبازی(امیدوارم)ملاحظه فرمایند (اینجا)
- رضاشاه با بستن مدارس بهایی به آموزش و پروش ایران ضربه زد (اینجا)
- برای پیدا کردن سایر مقالات آقای امینی اینجا را بگردید.
- لازم به توضیح است که سایت گفتمان ایران که سایتهای آقای امینی را منتشر میکند، به دلیل سانسور و فیلترینگ در ایران، مدام تغییر آدرس میدهد. اگر این لینکها هم شکسته بودند، میتوانید سایت گفتمان ایران را پیدا کنید و مقالات تورج امینی را در آنجا جستجو کنید.
۱۳۸۸ دی ۲۲, سهشنبه
یادداشتی کوتاه دربارۀ دادگاه نمایشی مدیران سابق جامعۀ بهائی ایران

کاویان صادق زاده میلانی
در خبرها آمده است که دادگاه هفت نفر از مدیران سابق جامعه بهائیان ایران امروز سه شنبه 22 دیماه در تهران برگزار شد.
به گزاری کمیته بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اولین جلسه دادگاه پس از گذشت حدود بیست ماه از دستگیری این افراد در حالی منعقد شد که نه تنها هیچ یک از منسوبین این افراد امکان حضور در جلسه دادگاه را نیافتند بلکه به وکلا نیز فرصت هیچگونه دفاع داده نشد و دادگاه با قرائت اتهامات و تفهیم آن به متهمان خاتمه یافت. گفتنی است که دادرس (جانشین بازپرس شعبه 28 دادگاه انقلاب) این پرونده از منتسبان دستگاه امنیتی بوده است. با توجه به عرف قضایی تفکیک قوۀ مجریه و قضائیه این واقعیت که همان مسوول امنیتی که بازجوی متهمان بوده، در دادگاه با کسوۀ دادرسان حاضر شود و ایفاء وظیفه البته عجیب می نماید.
همچنین بر اساس خبرهای رسیده از تمام لحظات این دادگاه توسط مأمورین فیلم برداری شده است. این نیز نیازی به تفسیر ندارد. متهمان نزدیک به دو سال است که در بازداشت هستند. هنوز به آنها تفهیم کیفر خواست نشده است. یعنی گروهی بازداشت شده و در زندان افکنده شده اند بدون اینکه هیج گناهی مرتکب شده باشند و یا اتهامی به آنان تفهیم شود. خانواده ها ممنوع از ورود هستند. دادگاه در پشت درهای بسته انجام می شود. خبرنگاران، ناظران بین المللی و فعالان حقوق بشر همه وهمه از ورود محروم هستند ولی دوربینهای اطلاعاتی آماده و حاضر هستند. باید پرسید: چرا جلسه دادگاه شفاف و باز نیست؟ چرا فعالان حقوق بشر از ورود محروم هستند؟ چرا بستگان و رسانه های ملی و بین المللی غائب هستند؟ آیا خانوادۀ این زندانیان وجدان حق حضور ندارند ولی دوربینهای بنگاههای اطلاعاتی باید حاضر باشند؟

اتهامات این هفت زندانی در وضعیتی قرائت شد که وکلا تا کنون از امکان دسترسی کامل به پرونده و همچنین ملاقات با متهمین برخوردار نبوده اند. این نیز از شگفتیهای عدالت ناب است. فهت نفر شهروند ایرانی بدون هیچ گناه نزدیک دو سال را در بازداشتی سخت و دشوار گذرانده اند. برخی اتهامات آنان مجازات مرگ دارد. ولی اینان حق ملاقات با وکیل را نداشته اند. پروندۀ آنان نیز به تمامه در دسترس وکیل نیست. راحتتر بگویم. یعنی عدالتی در کار نیست. هیچ جای این بازی نقض حقوق بشر رنگ و بویی از عدالت نبرده است. باید توجه داشت که اتهاماتی که از بیش از یک سال قبل بر علیه این افراد مطرح شده عبارت بوده اند از "جاسوسی برای دولت های بیگانه٬ اقدام بر علیه امنیت نظام٬ اهانت به مقدسات و افساد فی الارض" که به گفته سایت های خبری وابسته به حکومت ایران اتهام "جمع آوری اسناد طبقه بندی شده و اجتماع علیه امنیت داخلی کشور" نیز به تازگی به موارد اتهام افزوده شده است.
به نقل از یکی از وکلای حاضر در جلسه دادگاه٬ هیچ حکمی تا کنون صادر نشده و دادرسی در طی جلسات آینده دادگاه ادامه خواهد یافت.

شایان توجه است که سایت باشگاه خبرنگاران که وابسته به معاونت سیاسی صدا و سیما است گزارشی از این دادگاه و کیفرخواست و جریان دادگاه را در تاریخ 21 دیماه بر روی خروجی خود نصب کرده بود که پس از افشای آن از سایت مزبور برداشته شد. این مساله بخودی خود نمایانگر غیر حقوقی بودن دادگاههایی ازاین نوع است که ماوقع دادگاه از پیش تعیین شده و گزارش رسانه ای آن از پیش نوشته و توزیع می شود.
دادگاه حاضر با قرار دادن یک نیروی امنیتی و بازپرس متهمان در مقام دادرس و با بستن هرگونه راه دسترسی وکلا به پرونده و به اشخاص زیر اتهام نشاندهندۀ عدم حضور هیچ نوع عدالتی در این دادگاه فرمایشی است. در کجای دنیا گزارش از پیش نوشته شدۀ توسط مقامات دولتی و مسوولان امنیتی قبل از تشکیل دادگاه توسط رسانه ها اعلام می می شود. آشکار است که دادگاهی با چنین معیارهای نمی تواند دادگاهی عادلانه و مطابق موازین و عرف قضایی باشد.
در دادگاه امروز چه گذشت؟
اولین خبر موثق در مورد جزئیات دادگاه هفت نفر مدیران جامعه بهایی ایران از طریق ایمیل بدستم رسید. اسامی را بخاطر حفظ امنیتشان حذف و جایش را ... گذاشتم. ایمیل مذکور به قرار زیر است:
«حدود یک ساعت پیش از روی خط اسکایپ با ... تماس گرفتم. به اخباری که از برگزاری دادگاه در دیروز خبر داده اند توجه نکن. اولین جلسه دادگاه امروز برگزار شد. ... به من گفت که اعضای خانوادههای بازداشتیان حدود ساعت ۹ صبح به امید حضور در دادگاه در محل حاضر شدند، اما امکان حضور به خانواده ها داده نشد. دادگاه در ساعت ۱۰:۳۰ صبح آغاز به کار کرد و حدود ۲ ساعت ادامه یافت. در حدود ساعت ۱۲:۴۵ خانمی جوان که یکی از وکلای تیم آقای سلطانی بود از دادگاه بیرون آمد و با خانوادهها صحبت کرد. ... نام او را به یاد ندارد. اما چیزی که در دادگاه اتفاق افتاد به قرار زیر است:
(۱) قاضی اتهامات را برای حضار قرائت کرد
(۲) قاضی از آقای خانجانی(یکی از هفت نفر) خواست که، از طرف هر هفت نفر، اتهامات را قبول یا آنها را رد کند.
(۳) آقای خانجانی تمامی اتهامات را رد کرد
(۴) ادامه دادگاه به زمان دیگری موکول شد، (بیشتر وقت دادگاه صرف بند(۱)، یعنی قرائت کیفر خواست گردید)
به خانوادهها قول داده شده بود که بتوانند با این هفت نفر در اتاقی ملاقات کنند، اما مامور حاضر در محل اعلام کرد که این هفت نفر زندان اعزام شدند، ولی در روز پنجشنبه امکان ملاقات با آنها داده خواهد شد. اکنون خانوادهها امیدوارند که بتوانند روز پنجشنبه با زندانیان ملاقات کنند.»
Sent: Tuesday, January 12, 2010 6:20 PM
About an hour ago, I had a Skype conversation with ... . Ignore the news that the court proceedings happened yesterday. The trial's first session took place today. She said family members went there around 9:00 am hoping to get into the court room; but to no avail. The proceedings started about 10:30 am and lasted for a couple of hours. At around 12:45 pm, a young female attorney from Mr. Soltani's team (the head legal counsel) came out and spoke to the families. ... did not recall her name. Essentially, here's what happened in the court:
- The judge read the charges to the audience
- Asked Mr. Khanjani to accept or reject the accusations on behalf of the seven
- Mr. Khanjani rejected them all
- The judge asked if he had anything to say in defense
- Mr. Khanjani said they had legal representation; they will defend them
- The court was adjourned until the next session (no date set yet)
- Most of the time must have been spent on the first bullet
The families had been promised to meet with the seven in a different room but when they went to the room, the officer there said "sorry, the sevne had already been taken back to prison.But you will be allowed to see them on Thursday." So, they're now hoping to get to see them in person on Thursday. I will try to have another conversation with ... on Thursday and provide a second update.
