۱۳۸۹ اردیبهشت ۵, یکشنبه

طرح هدفمند دستگیری گربه‌ها در سطح دانشگاه‌های سراسر کشور آغاز شد

یه جایی خوندم که دولت هسته‌ای برای دستگیری هر گربه هفت هزار تومان جایزه در نظر گرفته است.






خبر کمی شگفت انگیز بود. ظریفی گفت این اقدام از جمله اقدامات فرهنگی - امنیتی نظام است. منظورش رو خوب نفهمیدم.
گفت مگر نشنیدی که آقای مصباح فرمود که ظاهرا مفهوم ولایت هنوز خوب جا نرفته است؟
گفتم خب، که چی؟
ادامه داد:
فکر می‌کنی کسی که می‌خواد در روز واقعه، برای حفاظت از ولایت، هموطنانش رو در خیابون لت و پار کنه باید کجا آمادگی لازم را پیدا کنه؟ یک روزه که نمی‌شود آمادگی کسب کرد. هر چیزی یک پروسه‌ای داره و در پروسه‌ های فرهنگی باید از کودکی آغاز کرد. اول بچه رو می‌ذاریم رو دوشمون می‌بریم مراسم قمه زنی تا بچه یک کم رنگ خون ببینه ترسش بریزه. بزرگتر که شد می‌بریمش مراسم شلاق زنی سر چهارراه، تا ضجه و فریاد زدن لامذهب‌ها رو نگاه کنه بلکه دلرحمی بچگانه‌اش فروکش کنه. بزرگتر که شد می‌بریمش مراسم اعدام چند تا جاسوس وطن فروش کف بزنه، سوت بکشه، و چندتا چشم از حدقه بیرون زده رو تماشا کنه تا واقعیت و لزوم مجازات منافقین و خائنین بارگاه ولایت را بخوبی لمس کنه. اگه شد مراسم سنگسار هم ببریمش چه بهتر، بعدا که خواست بطری به اونجای مردم کنه می‌دونه که از اون بدترش هم هست و تردید به خودش راه نمی‌ده. اگه تا اینجای کار رو خوب پیش بره، می‌تونه مفت و مجانی از راه سهمیه بسیج وارد دانشگاه بشه. دانشگاه که رفت باید دنبال حیوانات کنه تا هم عضلاتش ورزیده شه و هم آموخته هایش را روی حیوانات پیاده سازی کنه، شاید هم در این بین دستش به پر و پاچه حیوان بینوا بخوره، و خدا را چه دیدی، با جماع نا متعارف هم که در توضیح المسائل در باب آشنایی با احشام آمده الفتی حاصل بشه(کمی منطق الطیر بیاموزه). روز واقعه هم که بیاد او یک سرباز جان برکفه که در راه ولایت خون دانشجو می‌ریزه، بطری به ما تحت مردم می‌کنه، با باتوم به سر دختر مردم می‌زنه، با وانت از روی مردم رد می‌شه، و در کهریزک پیر و جوون و زن و مرد و مادر و خواهرش رو هم حاضره دمر کنه و تا پای جان از ناموس ولایت دفاع کنه. این همون چیزی است که آقای موسوی فرمود فعلا برای حضرات باقی مونده.

چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید!

منظره شکنجه یک بابی در شارع عام

آیا به این موضوع اندیشیده‌اید که خشونتی که امروز در خیابانهای کشورمان بر علیه مردم ابراز می‌شود، ممکن است ریشه در دیروزمان داشته باشد؟ آیت الله خمینی و رژیم ایران میوه شجر ذقومی اند بنام «مکتب اصولی شیعه». از حدود۲۵۰ سال پیش که باقر بهبهانی نظام فرقه اصولی را بنیان نهاد، دیگر فرق اسلامی هرگز روی آسایش را ندیدند. از تکفیر علمای دیگر مکاتب و تحریک اوباش بر علیه ایشان گرفته تا قتل و سنگسار، جزء سیاستهای کلی این نظام فکری بود. این سیاست ها همچنان جریان دارد و حتی خودی‌هاشان دیگر در امان نیستند.
آری، فقط بابیان و بهائیان قربانی جاه طلبی‌های علمای اصولی ایران نبودند. یکی از بزرگترین علمای این مکتب، یعنی علی بهبهانی، به لقب صوفی‌کش معروف بود، چون با دست خود قطب صوفیان یعنی معصوم علی‌شاه و مظفر علی شاه و چند صوفی دیگر را کشته بود. دولت بی اقتدار ایران چنان ذلیل هوسرانی علمای اصولی بود که عملا بخش مهمی از اختیارات حکومت را به آنها واگذار کرد. فتحعلیشاه در نامه‌ای به صوفی‌کش می‌نویسد: ما آنها[صوفیان] را تو می‌سپاریم. اگر می‌خواهی آنها را بکش، یا به حبس انداز، یا هرطوری که می‌دانی آنها را تنبیه‌ کن.(از کتاب مشروطه ایرانی، نوشته ماشاالله آجودانی)
داستان بابیان و بهاییان که خود شرحی است پر خون چشم که با مرور آن می‌توانیم به ریشه های فاسد و متعفن این قساوتها و بیرحمی ها که در کهریزک ها و خیابانهای کشور اسلامیمان در هشت ماه گذشته گذشت برسیم. محمد علی جمال زاده در خاطرات خود مشاهداتش را از رفتار بی رحمانه مومنین و مقدسین این سرزمین با دو بابی ناشناس می‌نویسد. داستان به اینجا می‌رسد که این دوبابی از شدت شکنجه و آزار مردم از حال می‌روند، خودتان ادامه را بخوانید:
«... دیگر هیچ تاب و توانی در بدن آن دو نفر بخت برگشته نمانده بود . رنگشان پریده با چشمان نیم بسته ، ابدا قوت جلو رفتن نداشتند ولی مومنین و مقدسین با شقاوت و قساوتی که تذکار آن بعد از چهل سال هنوز بدنم را می لرزاند آنها را به طرف مسجد شاه که مسند عدل و داد شریعت عظمی بود می کشیدند ، در آن اثنا شخصی پیت نفتی به یکدست و کاسه ی حلبی دسته داری به دست دیگر فرا رسید . در یک چشم بهم زدن آتش از سر و بدن آن دو نفر به طرف آسمان بلند شد . مردم رجاله محض ثواب هرکدام از آن نفت کاسه ای به صد دینار خریده به سر و صورت آن ها می پاشیدند(۱)...»
عکس: طفل دوازده ساله روح‌الله ورقا بهمراه پدر بهایی‌اش در قل و زنجیر
آیا عجیب است که امروز چنین پستی و دنائتی از سربازان این حکومت در قبال مردم می‌بینیم؟ چه جای شگفت است که دو قرن تمرین خشونت در قبال اقلیت ها به سرنوشتی چنین شوم برای اکثریت بیانجامد؟
گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست
------------------------------------------------------------------
علما بدون آنکه هیچ مسئولیتی در قبال رتق و فتق امور داشته باشند، مداخل هنگفتی برای خود دست و پا کردند بطوریکه خزانه حکومت را یارای پهلوزدن به آنها نبود. ثروت افسانه‌ای مجتهدین بزرگی چون سید محمد باقر شفتی، امام جمعه اصفهان، برغانی در قزوین، شیخ الاسلام تبریز در کتابها آمده است. حال باید پرسید که آیا مداخله علما در حکومت پررنگ تر بود یا دول بیگانه.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

ایران در تکاپوی عضویت

در اخبار آمده است که ایران از کاندیداتوری خود برای عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد صرف نظر کرده است:
بسیاری از دوستان در فیس بوک و در کامنتهای بالاترین این شکست را مایه شرمساری دولت ایران قلمداد کردند. سوال این جاست که اگر در این حکومت عنصری بنام شرم و حیا وجود داشت چرا در وحله اول می‌بایست خود را نامزد چنین منصبی کنند؟ آیا پیشینه حقوق بشریشان برای خودشان مبهم است؟ من به دوستان عزیزی که چنین فکر می‌کنند تضمین می‌دهم که آیت الله خامنه‌ای و محمود احمدی‌نژاد و سایر کارگزاران حکومت عمامه به سرها بسیار وقیح تر از آنند که دچار شرمساری بشوند. اگر قبول ندارید خبر زیر را بخوانید:
کشوری که در آن زنان جزء اموال مردان به حساب می‌آیند، کشوری در آن زنان حق نگهداری از فرزندی که نه ماه در شکم می‌پرورند ندارند، کشوری که در آن زنان حق ورود به یک باشگاه‌ ورزشی را ندارند، کشوری که در آن زنان تنها برای شستن خشتک گهی مردان آفریده می‌شوند، نامزد محافظت از حقوق زنان می‌شود.










ایران در راستای سیاست های ماکیاولیسمی ‌اش در تمام عرصه‌ها اصرار به وارد شدن در حوز‌ه های خاصی دارد. هدف اصلی ایران نه خدمت به موضوع حقوق بشر، که درست برعکس آن یعنی فاسد کردن مبانی این ارزش‌های بین المللی با حضور مسموم خود است. حکومت ایران برای موضوع حقوق بشر از حیث انسانی آن هیچ ارزشی قائل نیست، بلکه مخالف آن است. ایران به این موضوع از دید کسب قدرت و تاثیر گذاری بر روابط بین المللی نگاه می‌کند و بس.


۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

یک نفس از کاروان آدمیت عقب ماندم

این هفته من از قافله آدمیت یک نفس عقب موندم. خلایق به دادم برسید. اولش وقتی دیدم یکی از دوستان فیس بوکی ام برای مردن یکی از همولایتی‌هاش، هژبر یزدانی، که حداقل ۶۰ سال ازش بزرگتره داره پارچه سیاه بر سر آسمان آبی فیس بوک می‌کشه و ابیات فراق سر میده، کمی خنده‌ام گرفت. خودم رو کنترل کردم و یک کامنت شبیه کامنت آدمها گذاشتم ولی متاسفانه از ابراز همدردی و تاسف، حتی از نوع تقلبی‌اش هم ناتوان بودم. با خودم گفتم خوب بعضی ها احساساتی ترند. بعضی ها مردن ندیدن. اما با دیدن چند کامنت دیگر از دوستان و آشنایان در مورد فراق ابدی این نازنین بیشتر تعجب کردم. نه نسبت فامیلی وجود داشت نه رفاقت خانوادگی نزدیک. مخصوصا کامنتها تنها از نوع مدح و ستایش نبود، که اگر بود مشکلی نبود، کامنت ها سرشار از احساس غبن بخاطر از دست دادن عزیزی بود. با خودم گفتم خوب شاید مردم سنگسر کمی احساساتی ترند و متوجه نشدم که نه، من یک نفس از آدمیت عقب موندم. تا اینکه امروز دیدم دوست دیگری برای وفات صاحب خانه ۱۰ سال پیشش چنان مرثیه‌ای انشاد فرموده که چشم فلک خونفشان شد. فکرکردم چشام درست نمی‌بینه. کاری هنرمندانه که انسان یا برای عزیزان درجه یک و یا مفاخر و فرزانگان انجام می‌ده. راستش فکرم آنچنان به طرف واقعه پیشین ریواند شد که حتی نتونستم بخونم که این سه صفحه خط زیبای نستعلیق شامل چه چیزایی هست که مثلا خود من با یک سوم سن آن مرحوم از کسبشان عاجزماندم. بعدهم کامنتهای جانسوز را خوندم. تاثر وجودم را گرفت نه بخاطر اینکه دو نفر مردند بلکه بخاطر اینکه دو نفر مردن و من اینهمه تاثر و تالم را در نمی‌کنم. باید یک نفس یا یک دهن دره از کاروان انسانیت عقب افتاده باشم.

۱۳۸۹ فروردین ۸, یکشنبه

حکومت ایران، ماکیاولیسمی در تمامی عرصه‌ها

امروز مصاحبه دویچه وله با منوچهر برومند را در مورد رسواییهای دوپینگی وزنه برداری ایران می‌خواندم. ایشان می‌گوید:
«...در این باره من با خود مسئولین برخورد کردم و متوجه شدم بعضی از دست‏اندرکاران و متخصصان این رشته و برخی از مسئولین آن به این نتیجه‏ی اشتباه رسیده‏اند که حتما باید دارو و دوپینگ باشد تا ما مقام قهرمان شویم.»

سوال این است که آیا در جمهوری اسلامی عدول از اخلاقیات فقط به ورزش محدود می شود و یا در زمینه‌های دیگر هم موجه بوده و یک اصل پذیرفته شده می‌باشد؟
یک پزشک داوطلب دوره تخصصی می‌ گوید:
«سال هاست که در امتحانات تخصص ، تقلب می شود همه اين را می دانند اما اين بار فرق دارد. درست همانند تقلب انتخابات رياست جمهوری دهم که دوره های پيش فرق داشت.»
به نظر من در نظام ولایت مطلقه نه تنها در زمینه‌های دیگر نیزفساد موجود است، بلکه اعتقاد به ماکیاولیسم مطلقه تنها شرط نزدیک شدن به هسته‌های قدرت به شمار می‌رود.
حتما رسوایی‌های علمی مقامات عالی رژیم ایران را بخاطر انتشار مقالات تقلبی که باعث تحقیر و بی‌اعتباری سیستم آموزشی ایران در چشم جهانیان شد بخاطر دارید. این ماجرا پس از آن شروع شد که دانشگاه آکسفورد ادعای معاون احمدی‌نژاد مبنی بر اخذ مدرک دکترا از آن دانشگاه رد کرد و رئیس جمهور ایران در تبلیغات انتخاباتی خود به انتشار ۲۰ هزار مقاله علمی در سال جاری بالیدن‌های فراوان کرد. داستان از این قرار بود که مجله نیچر مواردی از تقلب دوتن از وزرای کابینه احمدی‌نژاد را توانست رد یابی و دزدی علمی رخ داده را برملا کند. بخاطر داشته باشیم که این وضعیت ترحم انگیز و تاسف بار حکومتی است که سی سال پیش صدها استاد دانشگاه و معلم را در به بهانه «انقلاب فرهنگی» و به بهانه روی کار آوردن اساتید «متعهد»‌ و «انقلابی» از کار برکنار کرد و صدها دانشجو را به خاطر تخطی از کدهای نظام انقلابی روانه گوشه زندان کرد.
مجله نیچر در مورد یکی از متقلبان یعنی کامران دانشجو، وزیر آموزش عالی ایران، گفت: «این فرد مسئول انتخابات بحث برانگیز اخیر در ایران بوده است.»

به نظر می‌رسد که حکومت ایران هم در زمینه علمی اعتقاد راسخ به دوپینگ داشته باشد و هم در زمینه حفظ قدرت.

تقلبهای حکومت ایران در زمینه‌های اقتصادی در در این کامنت کوتاه نمی‌گنجد؛ نام بردن چند مورد از لیست طولانی دزدی‌ها و فساد مالی بزرگان تنها باعث کوچک کردن موضوع میشود1. مهم‌تر آنست که این دزدی‌ها مواردی غیر مرتبط نیست، بلکه سیستماتیک و رشته‌ای بهم پیوسته است. ژاله وفا که در یکی از مقالات خود می‌گوید:
«... کل بودجه دردولتهای نظام ولایت فقیه درواقع رانت است. استبداد حاکم، با استفاده از قدرتی که دارد، ثروت طبیعی کشور (نفت و گاز و...) را به اقتصاد مسلط می فروشد. ارز ﺁن را نیز با استفاده از همان قدرت، به بهائی که فرﺁورده رانت خواری است، می فروشدو از ﺁنجا که بودجه برداشت از اقتصاد ملی خصوصا تولید ملی نیست ، چشم پوشیدن از رانتها به معنای نبود بودجه است...»





(1)مقالات ژاله وفا در زمینه فساد اقتصادی حکومت ایران را در اینجا پیدا کنید

http://www.nature.com/news/2009/091209/full/462704a.html
http://mag.gooya.com/politics/archives/044240.php

۱۳۸۸ اسفند ۴, سه‌شنبه

آیا بهاییت یک فرقه است؟ نقدی بر ادعاهای محمد جواد لاریجانی در نشست حقوق بشر

خلاصه مقاله دکتر بهروز ثابت با عنوان «خلط مبحث در نشست حقوق بشر» که در سایت «نگاهی دیگر» منتشر شده است.


در شورای حقوق سازمان ملل در ژنو آقای محمد جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر ایران درپاسخ به سوالات و اعتراضات نمایندگان شورا به سرکوب بهائیان در ایران گفته است که بهائیان از نظر عقیده آزادند و فقط به جهت فعالیتهای فرقه‌ای تحت تعقیب قانونی قرار میگیرند. البته ایشان در سخنرانی خود که به زبان انگلیسی بوده است از لغت کالت(cult) استفاده کرده‌اند. استفاده ایشان از لغت کالت در حقیقت ترجمه همان «فرقه ضاله» است که بهائی ستیزان از بدو تاسیس این دیانت در ایران به کار برده‌اند تا اذهان عموم را مشوش سازند و با تکرار این اصطلاح و اتهام موهن وسخیف بر قطر تابوی فرهنگی بر علیه جامعه بهائی بیفزایند.

در زیر تفاوتهای دیانت بهایی و یک فرقه، صرفا با توجه به مشخصاتی که جامعه شناسان و محققین برای یک فرقه(کالت) برشمردند، بیان می‌گردد.

  • گروه کالت دارای رهبری کاریزماتیک است و پیروان آن به نحوی متعصبانه و کورکورانه از او پیروی کرده و حکم او را هم اساس عقیده، هم محور عملکرد، و هم نفس حقیقت، و هم عین قانون می دانند

    در دیانت بهائی رهبری فردی وجود ندارد و اداره جامعه تحت نظارت شوراهای محلی ، ملی و بین المللی است که اعضای آنها در انتخاباتی آزاد و بدون تبلیغات و فاقد جهت گیری سیاسی انتخاب می شوند. هیچیک از افراد این شوراها دارای مقام و موقعیتی خاص نیستند و نظر آنها اعتبار قانونی ندارد مگر اینکه به تصویب شورا رسیده باشد . در دیانت بهائی طبقه روحانی وجود ندارد و مردم صغیر و نابالغ تصور نمی شوند که نیازمند تقلید از فردی باشند تا به عنوان واسطه میان خدا و خلق روش زندگی و یا مفاهیم روحانی را برای آنها تعبیر و تفسیر کند.


  • در گروه کالت شک و تردید کردن و یا سئوال کردن و یا هر گونه مخالفت مورد تنبیه قرار می گیرد

    اصل اساسی دیانت بهائی عبارت است از تحری حقیقت . یعنی هر فرد بهائی بایستی با تحقیق شخصی و بدون تقلید از مرام آباء و اجدادی در حقیقت دین کاوش کند و اگر آن را مناسب یافت به آن بپیوندد. لذا گرایش به آئین بهائی با سئوال آغاز می شود و این روحیه تحقیق در طول حیات فرد ادامه می یابد. لذا مستقل و پویا بخشی از جریان تبلور و تکامل ایمان است. ورود به جامعه بهائی و نیز خروج از آن آزاد است. طبیعتاً مثل هر فعالیت جمعی تصدیق این آئین و ورود به جامعه بهائی قواعد و ضوابطی را ایجاد می کند که پیروی از آن شرط وفا به میثاقی است که فرد با قبول آن خود را به اجرای آن متعهد ساخته است . دیانت بهائی به توافق دین با علم و عقل تأکید می ورزد و معتقد است که اگر دین به نزاع با علم و عقل بپردازد تبدیل به خرافات می شود. لذا عقلانیت و تفکر علمی بخشی از جریان تحول روحانی فرد و جامعه است.

  • گروه‌ های کالت معمولا مراسمی شبیه نیایش گروهی و مدیتیشن جمعی و تکرار اوراد را تشویق می‌کنند.

    دیانت بهائی عبادت و نیایش و ارتباط با خدا را امری خصوصی می داند و در نماز احتیاج به مقتدا و پیشوا نیست . دیانت بهائی آداب و رسوم مذهبی را به حداقل ممکن رسانده است. در مجالس بهائی معمولاً مناجاتهائی تلاوت می شود و سپس قسمت اعظم آن به مشورت و ایجاد دوستی و وفاق اجتماعی تأکید دارد. در دیانت بهائی اعتراف به گناه حرام است . فرد فقط مسئول ایمان خودش است و مسئول نجات روحانی دیگران از طریق امر به معروف و نهی از منکر نیست.


  • رهبری گروههای موسوم به کالت در همه امور شخصی و خصوصی افراد دخالت می کند مثلاً چگونه لباس بپوشند، چه بخوانند، چه بشنوند، و یا چه شغل و حرفه ای را دنبال کنند.

    دیانت بهائی معتقد است که جامعه انسانی به مرحله ای از بلوغ فکری و روحانی رسیده است که خود بتواند حیات خصوصی اش را با مقتضیات اجتماعی و اخلاقی یک تمدن جهانی وفق دهد . امور شخصی از قبیل نوع لباس و یا آرایش صورت در حوزه آزادی فردی تعبیر شده اند . حضرت بهاء الله ضمن تأکید بر آزادی ، افراد را تشویق کرده اند که به شرافت انسانی خود احترام بگذارند و خود راملعبه صبیان نسازند . لذا ایجاد تعادل مطلوب و پرهیز از جنبه های افراطی سنت و تجدد مورد تأکید قرار گرفته است.



  • گروه های کالت برای خود مقام ویژه قائلند و معتقد ند که نجات عالم وابسته به رهبری آنها است .

    دیانت بهائی برای خود مسئولیتی جهانی قائل است . معتقد است که هدف آئین حضرت بهاء الله تنویر افکار و تهذیب وجدان فرد وایجاد زمینه برای صلح جهانی و وحدت نوع بشر است . اما تحقق این اهداف را در مشارکت عمومی تمام ملل و ادیان در جریان تحول اجتماعی و فرهنگی می داند و نقش خود را نه در حوزه سیاسی و کنترل قدرت بلکه در توسل به شیوه های تربیتی و تجدد و آبادانی می بیند.


  • گروه کالت میان خود و دیگران دیوار می کشد و خود را در محاصره نیروهای متخاصم تصور می کند.

    جامعه بهائی به حکم عاشروا مع الادیان بالروح و الریحان معتقد است. آئین بهائی ضمن نفی سیاست های استعمارگرانه و سلطه جویانه تحول نظام سیاسی عالم را نه در انزوا گرایی و یا مبارزه طلبی بلکه درشکل گیری و تحول مؤسسات جهانی مثل سازمان ملل متحد، در رشد سازمانهای مدنی، در استقرار سیاست های معطوف به امنیت جمعی، در مشورت جهانی، در توسعه و رشد اجتماعی و اقتصادی، در تحکیم حقوق بشر و وجدان جهانی، در بسط آموزش و تحقیق و گسترش دانش و فن آوری، و در ایجاد مؤسسات و سازمانهای جهانی برای تحکیم صلح و مجازات ناقضین حقوق بشر می داند.


  • در فرقه های موسوم به کالت هدف وسیله را توجیه می کند مثلاً دروغ گوئی و یا پشت پا زدن به خانواده و حتی در مواردی قتل و جنایت برای رسیدن به اهداف گروهی تشویق می شود.

    در امر بهائی وسیله و هدف یکی هستند . دروغ گوئی سرمنشاء همه رذائل اخلاقی محسوب شده است . تقیه حرام است . اگر دین باعث تفرقه و دشمنی شود بی دینی مرجح است.


  • فساد مالی در این گروه‌ها موجود است و اکثرا تمام تشکیلات بر محور کسب پول و نفوذ اقتصاد می‌گردد.

    در دیانت بهائی کمک مالی به جامعه یک وظیفه آزاد فردی و وجدانی و خصوصی است . نه کسی مطلع است که دیگران چه مقدار به صندوق بهائی کمک کرده اند و نه میزان کمک مالی موجب و اسباب مزیت اجتماعی است . از همه مهمتر و قابل تأمل تر آنست که جامعه بهائی از هیچ فرد ویا سازمان غیر بهائی کمک مالی دریافت نمی کند.

بیان مختصر این چند مورد به خوبی نشان می دهند که دیانت بهائی نه کالت است و نه فرقه ضاله. دیانت اسلام زمانی مروج آزادی فکر و حقیقت جوئی بوده است . بهتر است آقای لاریجانی با توجه به این پیشینه تاریخی به انصاف قضاوت کنند و به عنوان دبیر حقوق بشر ، احترام به حقوق بشر را ماورای چرب و شیرین وابستگی های سیاسی خود قرار دهند.


خوب است نکات زیر را هم بدانید:

  1. دیانت بهایی دیانتی است جهانی که در 189 کشور مستقل انتشار یافته و پیروانش شامل 2100 از ملل و نژادها و مذاهب و فرهنگها و قبائل و عشائر متعدد است .
  2. آثارش به بیش از 800 زبان ترجمه
  3. معابدش در 5 قاره عالم برای دعا و نیایش پیروان همه ادیان تأسیس شده است .
  4. هزاران مدرسه و مؤسسه بهائی برای بسط تعلیم و تربیت و بهداشت ، رفع بیسوادی ، احیای حقوق انسان، توسعه و رشد اجتماعی و اقتصادی ، دفاع از حقوق زنان و اقلیت ها و حفظ حقوق اطفال کوشا هستند.
  5. جامعه بین المللی بهائی به عنوان یک سازمان غیر دولتی از بدو تشکیل سازمان ملل با آن همکاری داشته و در شورای اقتصادی و اجتماعی آن به عنوان مشاور همکاری دارد و نیز با مؤسساتی مثل یونیسف برای تخفیف مشکلات جهان و پیشبرد اهداف صلح همکاری می کند .
  6. ین دیانت در طول 160 سال از یک نهضت گمنام و سرکوب شده تبدیل به آئینی جهانی گشته که هم اکنون در اکثر کشورهای عالم دعوت می شود تا در تمام فعالیت های مربوط به گفتگوی ادیان همراه با جوامع دینی چندین هزار ساله مثل مسیحیت و اسلام و یهود و بودائیشرکت کند.
  7. تمام ملل آزاد جهان این جامعه را به رسمیّت شناخته و محترم می دارند. فقط حکومت های استبدادی مثل آلمان نازی و رژیم استالینی به تعقیب و سرکوب آن پرداخته اند.

دیانت بهائی بر آزاد اندیشی استوار است و از هرگونه فتنه و فساد پرهیز دارد . این دیانت در حالی که روند پیشرفت آن با سرکوب و اختناق همراه بوده و مبشر آئینش اعدام شده و پیامبرش توسط علما و مراجع سیاسی ایران و عثمانی در زندان و تبعید به سر برده و هزاران نفر از پیروانش شکنجه شده و به قتل رسیده اند از اهداف صلح جویانه و طرق مسالمت آمیزش دست برنداشته است .






۱۳۸۸ اسفند ۲, یکشنبه

On stopping times

There is a stopping time which will do almost anything one wants it to do. Thus, while one can't find a stopping time which will boil an egg, he can find one which will keep the egg from being hard boiled
ON CHANGING TIME
BY R. CAIROLI AND JOHN WALSH